۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

اعترافات: یس، وی هو گات سام دوشواری

من یه مشکلی دارم، که تا یه حدی از دلخوری رو در خود ذخیره می‌کنم، تا یه حد مشخصی با یه مرز دقیقی، در تمام این مدت هم هیچ بروز خارجی ای دیده نمی‌شه.
حتی وقتی که مرز رد می‌شه، دلیل اصلی رو نمی‌گم چون ازش خجالت می‌کشم 
با این حال فرد یا افراد دلخور کننده رو حذف می‌کنم
نه با بی‌رحمی و نه صریحا
یه جوری که کسی نفهمه
...
ازین کودک بی‌پناهی که در من نفس می‌کشه متنفرم، ازین موجودی که گاهی انقدر وجود نداره که خودش باشه که از خوب نبودن می‌ترسه
از دیدن آدم‌های جدید
یا آدم‌های صریح و رک
و از کسانی که جذب ظاهرش نمی‌شن

پ.ن. حال ما خوب است، ولی کافی نیست
جدیدا هیچ غلط خاصی نمی‌کنیم

پ.ن. ۲ بخواهیم صادق باشیم، این ها همه در جهت جلب همدردی و توجه است
پ.ن. ۳ در حال بازسازی این مشکلاتیم، ویش می لاک

۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه

در دور شدن

گاهی باید دور شد
و حتی از بیرون هم نگاه نکرد
باید دور شد، در خود مچاله شد
و نیگا نکرد
باید سعی کنیم آدم های بهتری باشیم
آدم ها رو ول کنیم، تو جزیره خودمون با آدمایی که میخوایم معاشرت کنیم
تمام قضاوت‌ها شون هم به درک

باید دور شد، نه با رویکرد این‌که آدما عنن، با رویکرد اینکه بیخیال!
باید دامنمونو از کثافات بکشیم بیرون
چیز های بهتری در دورتر هست


پ.ن. گیر کار مفیدیم، گیر بی‌تمرکزی
پ.ن. ۲ شر و ور مینویسیم، اما آگاهانه

۱۳۹۱ آذر ۱۷, جمعه

در خواصی جسمی II

متوجه شد که از تمام منافذ تنش عرق میریزه بیرون
موهای فرق وسطی اش -چسبیده به پیشانی- و بلوز زرد گشاد چسبیده به بدن 
با این وجود،گرمش نبود،انگار که وسط یک کویر، در گرم ترین نقطه ی زمین رو به انجماد باشی 
شروع شده از شکم، معده
فکر میکرد که اگر، اژدهایی، پروانه ای، شعری خالکوبی داشت
با موهای شماره ی ۳ آبی/سبز رنگ 
در حال دود کردن سیگار 
اوضاع بهتری میتوانست داشته باشد 
انگار که تمام این سالها بچه مثبت بودن تا سر حد مرگ پر عفونت کرده باشدش
انگار که در تمام این مدت- در انتظار لبخند و تاییدی از سوی تماشاگرانی باشد
و سردرگمی بسیار بسیار زیاد
وقتی که کسی دور و ورش نیست

پ.ن. شاید که درد های جسمی بی دلیل، پیامی دارن واسه آدم. شاید که کارما یی وجود دارد
پ.ن. ۲ رضایت شدید

۱۳۹۱ آذر ۹, پنجشنبه

-بد فازی-...گرگ درون صحبت میکند

کاش یه آدم رک و صریح من راشناسی وجود داشت
که از قیافه من خوشش نمیومد ،بدشم نمیومد
از خودمم خوشش نمیومد،بدشم نمیومد
ناراحتی منم به تخمشم نبود
بعد
یه سری سوال دارم ازش راجع به خودم
یا مثلا با یه عده آدم معاشرت کنم با قیافه ی کس دیگه
آیا شیرین خارج از ظاهرش پخ خاصی است؟

پ.ن. ادعای خاصی هم ندارد راجع به ظاهرش بدبخت
پ.ن.۲. یک ورِِ یک مکالمه
-من کلا یه جوریم
پُرِ مشکل
پُرِ گِره
پُرِ خالی
پُرِ گُه.
:|

۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه

برش هایی از حقیقت

کلا من ازین فاز زن مدرنام
که یه زن سنتی مزخرف توم داره کهنه میشوره

مکالمه ی واقعی
همین چن دیقه پیش

۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه

در خواصی جسمی

گاهی وقتام فکر می‌کرد که الانه که پوستشو بکنه با ناخوناش
پوست صورت با دستایی توام با توهم کثیف بودن ،با ناخن های شکسته تیز
با لاک مشکی لب پر شده که رد قرمز و سفید به گونه ای توامان برجا می‌ذارن پس از خاروندن
و موهای تمیز دارای الکتریسیته 
تنها وسواسش دستاش بودن 
از دستای کثیف،گوش های داغ و لب های سوزان متنفر بود
یه کیفیتای فیزیولوژیکی مسخره ی بد طوری
.
سرما
نوعی سرمای درونی 
راست شدن موهای بدن
نوعی سرما که با شخص خورشید نمی‌توان گرمش کرد
نوعی سرمای بد لرزه آور 
...
و سرمای
سرمای بیرونی در مقابل درونی گرم
پاییز ۹۱
جمعه
پارک ملت
چمن پارک ملت
پوشیده شده با برگ‌های زرد پاییز
درخت‌های نامرتب کاشته شده 
حس جنگل
گرما
گرمای دو نفره
.
 
پ.ن .هیچ معنای خاصی هم لزوم ندارد که وجود داشته باشد.

۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

در خوشی ها II

یه وقتاییم هست که زندگی نمیتونه بهتر باشه
که بایس بپایی،یه وخت کسی دور و برت ناراحت نباشه
یه یه وخت چیزای بد نیان تو فکرت و تردید بکارن توت
که به قول اون حرف لوسه صدای خنده هات آزار نده کسی رو
که قدر جوونیو و سلامتتو بدونی
که خوب بمونه حالت
حال دیگرانو خوب کنه شاید حتی
...
که ثبت کنی این خوب بودنو
حتی اگه بترسی پس فردا پدرتو دربیاره